شعر شادی از فریدون مشیری
غم دنیا نخواهد یافت پایان
خوشا در بر رخ شادیگشایان
خوشا لبخند شادیآفـرینان
که شادی روید از لبخند اینان
که میگویی: به گیتی نیست شادی
نمیدانی- دریغا- چیست شادی
چه خوش فرمود آن پیر خردمند
وزین خوشتر نباشد در جهان پند
اگر خونیــن دلی از جـور ایام
« لب خندان بیاور چون لب جام»
چو گل هرجا که لبخند آفرینـی
به هر سو رو کنی لبخند بینی
چه اشکت همنفس باشد، چه لبخند
ز عمرت لحظه لحظه میربایند
گذشت لحظه را آسان نگیـری
چو پایان یافت پایان میپذیری
مشو در پیچ و تاب رنج و غم گُم
به هر حالت تبسم کن، تبسم
![]()
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم آذر ۱۳۹۸ ساعت 11:48 توسط laya mirhoosseni
|
شـادمـان بـودیـم از شـادی هـم فـارغ از سـود و زیـان و بـیـش و کـم