غم دنیا نخواهد یافت پایان

 

خوشا در بر رخ شادی‌گشایان

خوشا لبخند شادی‌آفـرینان

که شادی روید از لبخند اینان

که می‌گویی: به گیتی نیست شادی

نمی‌دانی- دریغا- چیست شادی

چه خوش فرمود آن پیر خردمند

وزین خوشتر نباشد در جهان پند

اگر خونیــن دلی از جـور ایام

« لب خندان بیاور چون لب جام»

چو گل هرجا که لبخند آفرینـی

به هر سو رو کنی لبخند بینی

چه اشکت همنفس باشد، چه لبخند

ز عمرت لحظه لحظه می‌ربایند

گذشت لحظه را آسان نگیـری

چو پایان یافت پایان می‌پذیری

مشو در پیچ و تاب رنج و غم گُم

به هر حالت تبسم کن، تبسم